اشاره: همان گونه که در تصویر مشاهده میکنید و در ایام انتخابات هم زیاد دیدید، مدعیان اصلاحات دروغ را ممنوع نمیدانستند، بلکه «دروغ ممنوع» را ممنوع اعلام کردند، یعنی دروغ را آزاد اعلام کردند. جالب اینکه رئیس جمهور قانونی و منتخب مردم و مورد تأیید رهبر معظم انقلاب را به دروغگویی متهم کردند و از همان ابتدا دروغ و تهمت و توهین و بیادبی و خشونت را، رویکرد اصلی خویش قرار دادند.
میرحسین موسوی با چند دروغ بزرگ پا به عرصهی رقابتهای انتخاباتی گذاشت. نخست اینکه خود را معتقد به ولایت فقیه و پیرو رهبر معظم انقلاب معرفی کرد. دیگر اینکه مشی خود را قانون گرایی با محوریت قانون اساسی اعلام کرد و مهمتر از همه اینکه مدعی شد پیرو حضرت امام خمینی (ره) می باشد. این دروغها باعث شد بخشی از امت شهید پرور – که ساده دل تر بودند - به سمت میرحسین تمایل پیدا کنند. همان موقع با اینکه این جانب میدانستم میرحسین در چه حال و هوایی سیر میکند، اما عرض کردم میرحسین خطری برای نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست و دلایل خود را نیز اعلام کردم [لینک]. جدی شدن رقابت باعث بروز چهره واقعی میرحسین شد. آنجا که غرور و نخوت خود را ، تمام قد در معرض نمایش قرار داد؛ آنجا که بارها و بارها به رئیس جمهور منخب مردم تهمت دروغ زد، او را مسخره کرد و از بدیهیترین اصول شناخته شده اخلاق و ادب دوری جست و آنجا که با نفاق شیطانی، سعی در انحراف افکار عمومی و گل آلود کردن جریان شفاف خدمت رسانی شد.
از آنجا که دروغ دیرنمیپاید، هر چه از بمب خبری ورود میرحسین به عرصه انتخابات دهم گذشت، هواداران اندکش، کمتر شدند، چرا که اصولاً اغلب ایشان طرفدار میرحسین نبودند، بلکه ارادتمندان امام خمینی(ره) و دل بسته اسلام ناب محمدی(ص) و نظام مقدّس جمهوری اسلامی بودند و فریب ظاهر دروغین میرحسین را خورده بودند. بخشی از مردم غیور و انقلابی که دور میرحسن جمع شده بودند، بلافاصله سؤالهایی پرسیدند که هیچ گاه پاسخ داده نشد.
مردم از میرحسین میپرسیدند: از کدام امام سخن میگویی؟ اگر منظورت امام خمینی(ره) است، که امام همواره تعریف دشمن را نشانه انحراف می دانستند [لینک]، پس چرا امریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی برای تو (میرحسین) هورا میکشند. چرا منافقین از تو طرفداری میکنند؟ چرا به نظام تهمت میزنی؟ چرا برای ادعای تقلبت حتی یک دلیل نداری؟ تو که دم از قانون میزدی، پس چرا پس از انتخابات و پس از سخنان رهبر انقلاب و اعلام نظر شورای نگهبان، مردم را به خیابان کشاندی تا آن جرائم اتفاق افتاد؟ وقتی آن جرائم اتفاق افتاد، چرا با بیگانگان و دشمنان همنوا و همداستان شدی؟ چرا رسانههای امریکای جهان خوار و انگلیس کثیف از تو حمایت کردند؟ تو که خود را بسیجی میدانستی، چرا طرف دارانت با اشاره تو، به بسیج و بسیجی حمله ور شدند؟ چرا مردم عادی را کتک زدند و کشتند و اموالشان را به آتش کشیدند؟ مردم سؤال میکنند که آیا این بود صداقت و اخلاق و خط امامی که از آن دم میزدی؟ این گونه بود که همان اندک طرفدارن هم از اطراف میرحسین پرکشیدند و آنچه باقی ماند، عوامل گروهکها و معدود کسانی (چند هزار نفر در کل ایران) که اساساً با نظام و اسلام سر مخالفت دارند، که باید گفت این تعداد اندک و این معاندین با نظام و اسلام مبارک میرحسین!
بار دیگر به تابلو مدعیان اصلاحات نگاه کنید! روی «دروغ ممنوع» خط قرمز کشیدهاند نه روی «دروغ»! یعنی دروغ را ممنوع ندانستهاند، بلکه «دروغ ممنوع» را ممنوع اعلام کردهاند، یعنی دروغ را آزاد میدانند. این گونه است که با دروغ به میدان آمدند، با دروغ ادامه دادند و همچنان دروغ میگویند. دیدیم که دروغ دیرنمیپاید و یادمان نمیرود که دروغگو دشمن خداست.